آرمينآرمين، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره

آرمین و کودکانه هاش

اسمشو بزار ....

ديشب موقع خواب يه دفعه بي مقدمه آرمين گفت: اسم بچه را بزار اريكا! گفتم: چي؟ كدوم بچه؟ گفت: ( با اشاره به شكم من) اسم اون بچه كه تو دلته را بزار اريكا. :) اصلا فكر نمي كردم به اين موضوع فكر كنه يا راستش اصلا دركي از اومدن يه خواهر يا برادر داشته باشه. اما واقعا ما بچه ها رو دست كم مي گيريم. اون نه تنها فكر ميكنه بلكه روياپردازي هم ميكنه. اريكا اسم يه دختر بچه است كه امروز تو پارك دوست شدن وكلي بازي كردن :)
30 ارديبهشت 1392

آرمين در پارك

امروز آرمين همراه مامان مريم رفته پارك. از يه دبستان بچه ها را آورده بودن زمين بازي. بچه ها شلوغ مي كردن و آرمين چون كوچولو هست تو دست و پاشون بوده. به مامان ميگن : ميشه اين بچه راببرين ما بازي كنيم؟ مامان تا مياد كه جوابشونو بده آرمين خودش جواب مي ده. دستاشو به حالت اعتراض ميگيره و مي گه: اينجا پاركه مال همه بچه هاي دنياست!!!!!!!!! اون ا هم ازش خوششون مياد و شروع مي كنن باهاش بازي كردن. اول اسمشو بلد نبودن هي صداش مي كردن تربچه! آرمين خوشش نيومده و گفته كه آرمين هست. بعدش كلي دوست شدن و چهار ساعتي بازي كردن.
30 ارديبهشت 1392

واكنش ارمين در برابر ني ني!

بهش مي گم دوست داري يه BABY بياد باهاش بازي كني؟ مي گه بله! دو تا باشه يه كوچولو و يه بزرگ. آخه بتونم با بزرگه بازي كنم!!!!!!!!!! بهش مي گم ببريمش با كالسكه پارك بگردونيمش؟ مي گه: بله. ولي ارمين تو كالسكه كجا بشينه؟!!!
16 ارديبهشت 1392
1